تبلیغات
صراط - دانستان های قرآنی /سری اول/
صراط
کوری چشم دشمنان درود بر اصل ولایت فقیه


این داستان :
رنگ سبز و سفید در قرآن




رنگ سبز

به رنگ سبز، در هشت آیه از آیات قرآن کریم اشاره شده است که در ذیل به شرح آن می پردازیم:

هفت خوشه سبز

حضرت یوسف علیه السلام در خانه عزیز مصر، پاکدامنی را پیشه خود ساخت و تن به گناه نداد. از سوی دیگر، زلیخا همسر عزیز مصر، کینه حضرت یوسف علیه السلام را به دل گرفت. عزیز مصر، تحت تاثیر همسرش، یوسف را به زندان افکند. علاوه بر حضرت یوسف علیه السلام، دو تن دیگر از دربار پادشاه در زندان بودند و همان گونه که حضرت یوسف علیه السلام خواب آنان را تعبیر نموده بود یکی از آن دو به دربار بازگشت و به عنوان «ساقی » به کار خود ادامه داد و دیگری اعدام شد.

بامداد یکی از روزها، پادشاه گفت: در خواب دیدم هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را خوردند و سپس هفت خوشه گندم سبز و خوشه های خشکیده ای را دیدم.

دانشمندان از تعبیر خواب عاجز ماندند. ناگهان «ساقی » به یاد یوسف علیه السلام در زندان افتاد. او با اجازه پادشاه به زندان آمد و تعبیر خواب را از حضرت یوسف علیه السلام پرسید. حضرت یوسف علیه السلام خواب را چنین تعبیر نمود: «کشور مصر هفت سال سرسبز خواهد بود و غله بسیاری نصیب مردم خواهد شد، به دنبال آن هفت سال، قحطی خواهد آمد که باید مردم از غلات ذخیره شده خود استفاده کنند.

با این تعبیر، غم و اندوه از چهره عزیز مصر زایل شد چون با خواب او کاملا مناسب بود. بدین جهت، دستور داد حضرت یوسف علیه السلام را آزاد نمایند تا در مشکلات کشور مصر یاوری برای پادشاه و مردم باشد. و در این جا همگان به بی گناهی حضرت یوسف علیه السلام اعتراف نمودند. (یوسف: 12 و 46)

شاخه های سبز، زمین سرسبز

زمینی که آثار حیات از او رخت بربسته بود و چهره ای عبوس و زشت و تیره داشت، با نزول قطرات حیات بخش باران زنده شده و لبخند سبز زندگی در چهره او آشکار گردید.

از مهم ترین نعمت های پروردگار، رشد گیاهان سبز و خرم به واسطه بارش باران است. تمام منابع آب در زمین، اعم از چشمه ها، نهرها، قنات ها و چاه های عمیق به آب باران منتهی می گردد. این از عجایب آفرینش است که چگونه این همه انواع گیاهان، با آن خواص کاملا متفاوت و گاهی متضاد و اشکال گوناگون، همه در یک زمین و با یک آب پرورش می یابند.

هر یک از پرندگان و چهارپایان و حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره ای از این گیاهان دارند و جالب این که خداوند بزرگ، از یک زمین و یک آب، غذای موردنیاز همه را تامین کرده است. (انعام: 99 و حج: 63)

لباس سبز بهشتی

بر اندام بهشتی ها، لباس هایی از حریر نازک سبز رنگ و از نوع دیبا می باشد.

انتخاب رنگ سبز، برای لباس های بهشتی، به خاطر آن است که رنگی است بسیار نشاط آور، همانند برگ های زیبای درختان. بهشتی ها این لباس های فاخر به رنگ سبز و از نوع حریر را به تن می کنند، در حالی که بر تخت ها تکیه کرده اند و چه پاداش خوبی و چه جمع نیکویی. (انسان: 21 و کهف: 31)

تخت بهشتی سبز رنگ

بهشتی ها بر تخت هایی تکیه زده اند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبزرنگ پوشانده شده است. (الرحمن: 76)

آفرینش آتش از درخت سبز!

خدا، همان کسی است که از درخت سبز، آتش آفرید و شما به وسیله آن آتش می افروزید.

چوب های درختان اگر محکم به هم بخورند جرقه می زنند حتی «چوپ درختان سبز» هم. به همین دلیل، گاه آتش سوزی های وسیع و وحشتناکی در دل جنگل ها روی می دهد که هیچ انسانی عامل آن نبوده بلکه عامل اصلی آن وزش شدید بادها و طوفان هایی است که شاخه های درختان را محکم به هم کوفته است و از میان آن جرقه ای در میان برگ های خشک افتاده، سپس وزش باد به آن آتش دامن زده است. این همان جرقه الکتریسیته است که بر اثر اصطکاک و مالش به وجود می آید. این همان آتشی است که در دل تمامی ذرات موجودات جهان نهفته است و به هنگام اصطکاک خود را نشان می دهد و از «درخت سبز» آتش می آفریند. (یس: 8)

رنگ سفید

رشته سفید

در آغاز اسلام، مسلمانان در ماه مبارک تنها حق داشتند پیش از خواب شبانه، غذا بخورند. چنانچه کسی در شب خواب می رفت و سپس بیدار می شد، خوردن و آشامیدن بر او حرام بود.

«مطعم بن جبیر» که یکی از یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بود وارد خانه خود شد. همسرش رفت تا برای او افطاری آماده کند، به دلیل خستگی، خواب او را ربود. زمانی که بیدار شد گفت: «من دیگر حق افطار ندارم.» با همان حال، شب را خوابید و صبح در حالی که روزه دار بود برای حفر خندق، (در جنگ احزاب)، در اطراف مدینه حاضر شد. در اثنا تلاش و کوشش، به واسطه ضعف و گرسنگی مفرط بی هوش شد. پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بالای سرش آمد و از مشاهده حال او متاثر شد. در این هنگام آیه فوق نازل شد و به مسلمانان اجازه داد از ابتدای شب تا پدیدار گشتن رشته سفید (طلوع صبح) بخورند و بیاشامند. (ر. ک. به: بقره: 187)

نور سفید

فرعون برای مبارزه و کوبیدن حضرت موسی علیه السلام، دست به تهدید زد و گفت: «اگر از ادعای پیامبری دست برنداری و خدایی غیر از من، قبول داشته باشی، تو را به زندان می افکنم.» حضرت موسی علیه السلام گفت: «اگر چه دلیل روشنی بر حقانیت خود داشته باشم!؟» فرعون گفت: «دلیلت چیست؟» موسی عصای خود را به زمین انداخت به صورت اژدها درآمد. فرعون از دیدن آن مبهوت شد و گفت: «معجزه دیگری هم داری؟» حضرت موسی علیه السلام دست به گریبان برد و بیرون آورد. کف دستش نور سفید و درخشنده ای داشت که چشمان هر بیننده ای را خیره می ساخت ولی باز فرعون ایمان نیاورد! (اعراف /108، طه /22، شعراء /33، نمل /12، قصص /32)

چشمان سفید!

قحطی همه جا را فرا گرفته بود. برادران یوسف، از جمله بنیامین برای خرید آذوقه نزد یوسف آمدند. یوسف آنان را می شناخت ولی ایشان یوسف را نمی شناختند. حضرت یوسف علیه السلام نقشه ای برای نگهداشتن بنیامین کشید. به دستور او، پیمانه مخصوص را در میان بار بنیامین قرار دادند. هنگامی که کاروان آن ها کمی دور شد یکی از کارمندان یوسف علیه السلام فریاد زد: «توقف کنید، شما پیمانه عزیز را دزدیدید!!» آنان گفتند: «ما به پاکی خود اطمینان داریم. طبق آئین ما اگر کسی دزد باشد می توانید او را اسیر کرده و بنده خود قرار دهید.»

آنان شروع به بازجویی کردند. پیمانه از میان بار بنیامین بیرون آمد. لذا حضرت یوسف برادرش بنیامین را که بسیار به او علاقه مند بود، پیش خود نگه داشت. زمانی که این خبر را برای حضرت یعقوب علیه السلام بردند، از شدت غم و اندوه، چشمان او سفید (نابینا) گشت و به یاد یوسف آه دردناکی کشید... (یوسف /84)

پی نوشت:

ر. ک. به: تفسیر نمونه، جلدهای 5، 12، 14، 18، 23، 25




برچسب ها: قرآن، داستان، یادگیری،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر 1390 توسط محمد حسین حبیب زاده

قالب وبلاگ