تبلیغات
صراط - قصص /سری دوم/
صراط
کوری چشم دشمنان درود بر اصل ولایت فقیه

این داستان:
ملاقات با امام زمان (عج)


بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
اسحاق كندى - از دانشمندان صاحب نام عراق بود - و مردم او را به عنوان فیلسوف برجسته مى شناختند. وى اسلام را قبول نداشت و كافر بود. مى پنداشت بعضى از آیات قرآن با بعضى دیگر سازگار نیست تصمیم گرفت پیرامون به ظاهر ناسازه ها و ضد و نقیض هاى موجود در آیات قرآنى كتابى بنویسد! براى نگارش چنین كتابى در خانه نشست و مشغول نوشتن گردید. روزى یكى از شاگردان وى محضر امام عسگرى (ع ) رسید و جریان را اطلاع داد. حضرت به او فرمود:
- آیا بین شما مرد هوشمند و رشیدى نیست كه استادتان را از نوشتن كتابى كه درباره قرآن شروع كرده بازدارد و پشیمان سازد؟
...........
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
اسحاق كندى - از دانشمندان صاحب نام عراق بود - و مردم او را به عنوان فیلسوف برجسته مى شناختند. وى اسلام را قبول نداشت و كافر بود. مى پنداشت بعضى از آیات قرآن با بعضى دیگر سازگار نیست تصمیم گرفت پیرامون به ظاهر ناسازه ها و ضد و نقیض هاى موجود در آیات قرآنى كتابى بنویسد! براى نگارش چنین كتابى در خانه نشست و مشغول نوشتن گردید. روزى یكى از شاگردان وى محضر امام عسگرى (ع ) رسید و جریان را اطلاع داد. حضرت به او فرمود:
- آیا بین شما مرد هوشمند و رشیدى نیست كه استادتان را از نوشتن كتابى كه درباره قرآن شروع كرده بازدارد و پشیمان سازد؟
عرض كرد:
- ما همگى از شاگردان او هستیم . چگونه ممكن است او را از عقیده اش ‍ منصرف كنیم ؟
امام فرمود:
- آیا حاضرى آنچه را كه به تو مى آموزم در محضر استادت انجام دهى ؟ عرض كرد:
- بلى !
فرمود:
- پیش او برو! و مدتى او را در این كار كه شروع كرده كمك كن به طورى كه انس بگیرى و دوست و همدم كه شدى به او بگو سؤ الى برایم پیش آمده اجازه مى خواهم از تو بپرسم و غیر از شما كسى شایستگى پاسخ آن را ندارد.
او خواهد گفت بپرس ! به او بگو:
آیا ممكن است فرستنده قرآن (خدا) معانى را اراده كرده كه غیر از آنست كه شما فهمیده اید؟ او در جواب خواهد گفت :
آرى ؟ ممكن است .
در این هنگام به او بگو:
تو چه مى دانى شاید منظور خدا از آیات غیر از آن معانى است كه شما حدس مى زنید. استادت به خوبى مى فهمد منظور شما چیست .
شاگرد نزد استاد اسحاق رفت ، مطابق دستور امام رفتار كرد و با او همدم شد تا اینكه زمینه براى طرح سؤ ال آماده گردید. آنگاه از استاد پرسید آیا ممكن است كه خداوند غیر از معانى كه تو از آیات فهمیده اى اراده كرده باشد؟
استاد با كمال دقت به پرسش شاگرد گوش داد و گفت : دوباره سؤ ال خود را تكرار كن ! شاگرد سؤ الش را تكرار كرد.
فیلسوف پس از كمى تاءمل اظهار داشت :
آرى ! ممكن است ، خداوند اراده معانى غیر از معانى ظاهر آیات داشته باشد. زیرا واژه ها و لغتها داراى احتمالات است و از لحاظ دقت نظر نیز گفته شما پسندیده مى باشد.
استاد مى دانست شاگرد او توانائى چنین پرسشى را از پیش خود ندارد و از حدود اندیشه او بیرون است لذا روى به شاگرد و گفت : تو را سوگند مى دهم كه حقیقت را بگویى این مطلب را از كجا یاد گرفته اى ؟
شاگرد ابتدا آن را به خود نسبت داد گفت :
به ذهنم آمد كه از تو بپرسم .
استاد جواب او را نپذیرفت و اصرار نمود حقیقت را بگوید
شاگرد:
حقیقت این است كه امام حسن عسگرى (ع ) یادم داد.
فیلسوف :
اكنون واقعیت را گفتى ، چون چنین پرسشها جز از خاندان رسالت شنیده نمى شود.
آنگاه فیلسوف با توجه به اشتباهات خود دستور داد آتش تهیه كنند و تمام آنچه را درباره تناقض آیات قرآن نوشته بود به آتش كشید و سوزاند!



برچسب ها: قصه های قرآنی، قصص الانبیا، ملاقات با امام زمان، قصه های پیامبران، قصه های ائمه ی اطهار، قصص، قصص / سری دوم/،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 آذر 1390 توسط محمد حسین حبیب زاده

قالب وبلاگ